تبلیغات
sorengoliiii - بچه بودیم...
اینجا همه چیز در همه
sorengoliiii
شنبه 6 اسفند 1390 :: نویسنده : soren

سلام

خوبین؟ منکه خوب نیستم.آخه.......مطالبو خوندین؟؟؟ خوب بود؟؟؟

بابا شما که زورتون میاد نظر بدین!!! بگذریم، میدونین آدم خیلی خوبه بعضی وقتها به اتفاق های گذشته اش یه نگاهی بندازه.ممکنه این نگاه یک فیلم یا عکس یا خاطره باشه...............

من به خاطرات بچه گی هام فکر میکردم.خیلی خوب بود.

کوچیک که بودیم چه دل بزرگی داشتیم، بزرگ که شدیم دیدیم چه دلتنگیم

بچه که بودیم از آسمون بارون می اومد، بزرگ که شدیم از چشمامون

بچه که بودیم توی جمع گریه میکردیم، بزرگ که شدیم توی خلوت

بچه که بودیم خیلی راحت دلمون نمی شکست، بزرگ که شدیم راحت دلمون میشکنه

بچه که بودیم همه رو 10تا دوست داشتیم، بزرگ که شدیم یکی رو هیچی یکی رو کم یکی رو     بی نهایت دوست داریم

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم یک ساعت بعدش آشتی میکردیم، بزرگ که شدیم گاهی دعوامون به سال هم میکشه و ازآشتی خبری نیست

بچه که بودیم با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم، بزرگ که شدیم با100 کلاف نخ هم سرگرم نمیشیم

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون کوچکترین چیز بود، بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون بزرگتری چیزه

بچه که بودیم توی بازیمون همه اش ادای آدم بزرگ هارو درمی اوردیم، بزرگ که شدیم توی خیالاتمون برمیگردیم به بچه گی

بچه که بودیم دردمون رو با ناله میگفتیم همه میفهمیدن، بزرگ شدیم دردمون رو به 100زبون میگیم هیچکس نمیفهمه

بچه که بودیم..........بچه بودیم، بزگ که شدیم..............بزرگ که نشدیم هیچ همون بچه هم نیستیم

بچه که بودیم هر کاری میکردی میگفتن عیب نداره بچه ست، ولی حالا چی؟؟؟

اگه گریه کنی میگن کم اوردی

اگه بخندی میگن دیوونه هست

اگه عاشق بشی دلت رو میشکنن

با این حال باید لحظه ای را گریست،دمی را خندید،ساعتی را دلبست و عمری را عاشقانه زیست.

به نظر شما حق با من هست یا نه؟؟؟

بچه که بودم با دوستام بازی میکردم,توی بازیمون آدم بده وجود نداشت اگرهم بود زود ترتیب مرگش رو میدادیم,اما الآن چطور؟؟؟

ما داریم میمیریم و آدم بده داره بازیمون میده و به ما میخنده..............

این آدم بده نمی خواد بیخیال ما باشه میگه تو چند سال منو بازی دادی حالا من یک عمر بازیت میدم.

پس مقاومت کنین چون روزی این بازی تموم میشه و برنده و بازنده مشخص میشه.یعنی ما کدوم طرفی هستیم؟؟؟

بعضی وقتها دوست دارم اینقدر گریه کنم که خالی خالی خالی بشم. ولی میگم واسه چی؟ واسه زندگی گذرا؟یا واسه پول و مقام فانی؟

کسی رو میشناسم که اسمشو نیارم ولی ازش یاد کنم بهتره،این شخص عاشق کسی میشه که شاید هرگز نباید عاشق اون فرد میشد،اما به قول معروف کار دله ولی اگه این دل صاحب داره صاحبش هزاران بار بهش گفته به این فرد دل نبند اما دل بی صاحب گوش شنوا نداشت.

فکر کنم الآن باید از این شعر حافظ تقدیر کرد

فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم           بنده ی عشقمو از هر دو جهان آزادم

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق            که در این دامگه حادثه چون افتادم

من ملک بودم و فردوس براین جانم بود        آدم آورد در این دیر خراب آبادم

سایه ی طوبی و دلجویی حور و لب حوض      به هوای کوی تو برفت از یادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست          چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

کوکب بخت هیچ مرا منجم نشناخت              یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم؟!

تا شدم حلقه به گوش درمیخانه ی عشق         هردم آید غمی از تو به مبارک یادم

می خورد خون دلم،مردمک دیده سزاست     که چرا دل به جگر گوشه ی مردم دادم

پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک      ورنه این سیل دمادم ببرد بنیادم....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 1 شهریور 1396 11:58 ق.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest but your blogs really
nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your website to come
back in the future. All the best
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:46 ق.ظ
Hello, after reading this amazing piece of writing i am as
well glad to share my familiarity here with mates.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام
سلام به کسایی که هرگز ندیدمشون...
این وب منه اسم من سورنا هست.
ازتون یه درخواست دارم اونم اینه که چشماتونو روی حقایق نبندین و بیخیال نباشین.
موفق باشین.

مدیر وبلاگ : soren
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس